تبلیغات
◄افسر جوان جنگ نرم◄ - فضائل امام هادی علیه السلام : امام علیه السلام و علم اسرار
لطفا نظر خود ر راجع به محتوای این پایگاه بیان نمایید.با تشکر




» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

فضائل امام هادی علیه السلام  : امام علیه السلام و علم اسرار

امام هادی علیه السلام



محدثى به نام حسین بن على نقل مى‏كند: مردى محضر امام هادى (علیه السلام) آمد، بشدت مى‏لرزید و مى‏ترسید، گفت: یا ابن رسول الله! پسر من از محبین شماست، امشب او را از فلان بلندى به پایین خواهند انداخت و در آن جا دفنش خواهند كرد.
امام فرمود: چه مى‏خواهى؟ عرض كرد: آنچه پدر و مادر مى‏خواهند یعنى سلامت و نجات پسرم را، فرمود: بر او ضررى نخواهد رسید، به منزلت برگرد، پسرت فردا پیش تو خواهد آمد، چون صبح شد، دید پسرش صحیح و سالم آمد، پدرش فرمود: پسر عزیرم! جریانت از چه قرار شد؟
گفت: پدرجان! وقتى كه قبرم را كندند و دستهایم را بستند تا از بلندى پرتابم كنند، ده نفر انسان پاك و معطر آمدند و به من گفتند: چرا گریه مى‏كنى؟ گفتم: مى‏خواهند مرا بكشند.
گفتند: وقتى كه كشنده كشته شد، خودت را آماده كرده ملازم قبر رسول الله مى‏شوى؟ گفتم: آرى، در این بین آنها حاجب خلیفه را كه مأمور كشتن من بود گرفته و از قله كوه پایین انداختند، كسى نعره او را نشنید و كسى آن مردان را ندید، آنها مرا پیش تو آوردند و منتظر خروج و رفتن من هستند، این را گفت، پدرش را وداع كرد و رفت.
پدرش محضر امام هادى (علیه السلام) آمد و ماجرا را تعریف كرد، در آن موقع اراذل و اوباش راه مى‏رفتند و مى‏گفتند: فلانى را از قله كوه به پایین انداختند، امام (علیه السلام) با شنیدن سخن آنها تبسم مى‏كرد و مى‏فرمود: آنچه را كه ما مى‏دانیم آنها نمى‏دانند، یعنى فكر مى‏كنند كه آن جوان را انداخته‏اند، حال آن كه حاجب را انداخته و تكه پاره كرده‏اند.(۱)

ظاهراً ملازم شدن در مدینه و كنار حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) ماندن براى آن بوده كه دیگر در سامراء نماند و كسى او را نشناسد.




:: مرتبط با: دفاع سایبری , جنگ نرم , مقابله با جنگ نرم , فرهنگی , اجتماعی , عمومی , ائمه ,
نویسنده : ◄افسر جوان جنگ نرم◄
تاریخ : یکشنبه 7 خرداد 1391

 
تماس با ما