لطفا نظر خود ر راجع به محتوای این پایگاه بیان نمایید.با تشکر




» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

نقش انقلاب اسلامی وبیداری مردم مستضعف جهان
 
  انقلاب اسلامی حركتی بسیار مهم در جامعه جهانی به شمار می‌آید. به گزارش رادیو لندن امام خمینی انقلابی را رهبری كرد كه جهان را لرزاند. در عصری كه جاهلیت مدرن همه جا را فرا گرفته بود و چشم امید بشریت كعبه آمال خود را در بلوك شرق و غرب جستجو می‌كرد، ناگهان انقلاب اسلامی مانند خورشید تابان، مردم جهان را با نور اسلام بیداری بخشید و این رستاخیز اسلامی است كه جان‌های مرده را بیدار كرده و زمینه‌ را برای روزی آماده می‌سازد كه در پاسخ به سؤال:
«لِّمَنِ الْمُلْكُ» (حج/5)
در گسترۀ زمین و از چهار گوشۀ عالم گفته شود؛
«للّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّار»
(غافر/16)

 
جاهلیت مدرن:
  آنچه در قرن حاضر «قرن بیستم» قبل از انقلاب اسلامی، شاهد آن بوده‌ایم مشابه همان جاهلیت كهن است. عصری كه هویت انسانی  دچار بحران شد و كرامت انسانی تعابیری متفاوت پیدا كرد، وجود رفاه مادی رد پایی از آرامش دیده نمی‌شد و چشم امید بشریت هم تنها دو بلوك شرق و غرب را می‌شناخت. شرق و غربی كه تلاش كرده‌‌اند به بشریت بفهماند؛ یك راه بیشتر وجود ندارد، و آن هم دنیاپرستی است؛ كه اردوگاه‌هایی همچون سوسیالیسم و كمونیسم و سرمایه داری در درون آن بنا شده‌اند. دشتگاه‌هایی كه جزء عنانیت و استكبار و فساد حاصلی ندارند و با فطرت انسان سازگار نمی‌باشد. و هدف آنان كشاندن آحاد مردم به غفت و رها كردن زمام شهوات و هواهای نفسانی است تا بدین طریق انسان را از آسمان به زمین كشانده و رخت ذلت را به او بپوشانند، نتیجۀ اسنان از هویت دور مانده و در ظلمت رنسانس، كوس أنا الحق سر دهد.
  در این عصر ظلمانی كه شعله امید بشریت، چهره خاموشی به خود می‌گرفت، ناگهان جهانیان شاهد انفجار نوری در ادامه حركت انبیاء (علیهم‌السّلام) شدند و آن هم انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی «ره» بود كه پیام آن عدالت، توسعه و رفاه بر مبنای معنویت گردید. میشل فوكو فیلسوف اجتماعی فرانسه می‌گوید:
«مردمی كه روی این خاك  «ایران» زندگی می‌كنند در جستجوی چیزی مستند كه ما غربی‌ها امكان آن را پس از رنسانس و بحران بزرگ معیت از  دست داده‌ایم و آن معنویت سیاسی است».
 
  بنابراین عالم درگیر حادثه عظیم متحول كننده‌ای شد كه همه چیز را دگرگون خواهد كرد و این تحول، خلاف این دو قرن گذشته، نه از درون تكنولوژی، بلكه محصول تعالیم دین اسلام می‌باشد و این امری است كه محدود به مرزها نمی‌ماند و اگر رنسانس توجه بشر را از عرش به فرش معطوف نمود، این تحول بار دیگر بشر را متوجه آسمان نمود و این راهی است كه انسان را به آرامش خواهد رساند و چه بخواهد و چه نخواهد لاییسم و اومانیسم در همه صورت‌های آن محكوم به شكست هستند.و انقلاب اسلامی بخشی از پازل ناتمام چینش نیروها در عصر حاضر خواهد بودكه توانست یكبار دیگر ردایی ایدئولوژی را به دین اسلام بپوشاند و توجه همگان را برانگیزد.
  شكست شرق و غرب در رویارویی با انقلاب اسلامی بعد از فروپاشی شوروی سابق نظریات فوكویاما و هانتینگتون به عنوان دو نظریه اصلی در غرب مطرح شد:
 
1-   فوكویاما:
  كه معتقد به پایان تاریخ بود و اینكه رقیب لیبرال دموكراسی شكست خورد و ملت‌ها در عرصه جهانی لیبرال دموكراسی را انتخاب كرده‌اند؛ لذا به پایان تاریخ مطلوب رسیده‌ایم و هیچ معارضی نداریم. فوكویاما در شرح نظریه خود چنین می‌افزاید:
  دموكراسی شكل نهایی حكومت در جوامع است و تاریخ بشریت نیز مجموعه‌ای منسجم و جهت‌دار است؛ كه بخش عظیمی از جامعه بشری را به سمت نظام دموكراسی لیبرال سوق می‌دهد.
 
2-   اما نظریه هانتینگتون «برخورد تمدن‌ها» كاملاً مقابل آن است كه ایشان درك جدی دارند كه فوكویاما از آن غافل بوده است و آن اینكه متوجه شد نیروی جدیدی وارد عرصه بین‌المللی شده كه اسلام است و مدعی حكومت و عدالت اجتماعی در سطح جهانی است و در واقع پس از مرگ كمونیسم، اسلام شخصیت اصلی سناریوی مورد نظریه غرب است. با این میان روشن می‌شود كه هر تمدنی كه بتواند در برابر تمدن بحران زده كنونی غرب، پیام آور اخلاق و معنویت باشد می‌تواند بر سر راه نظریه فوكویاما چالش ایجاد كند و انقلاب اسلامی ایران، از آنجا كه این پیام معنویت را توانسته است در سراسر جهان معاصر منتشر كند، چالش‌ عملی را بر سر راه تحقق نظریه فوكومایا ایجاد كرده است. بنابراین این انقلاب اسلامی در طی این بیست و اندی سال كه از عمر آن می‌گذرد توانسته است:
1- از مرزهای خود عبور كند؛
2- منشأ شكل گیری و احیای هویت تمدنی الهی قرار بگیرد و جهان را با پیام حیات بخش خود تحت تأثیر قرار دهد.
جان. ال. سپوزتیو می‌گوید:
«دوست و دشمن متفقند كه از انقلاب ایران تأثیر بسزایی بر جهان اسلام و غرب داشته است».
 
  و این تأثیر از آنجا ناشی می‌شود كه تا قبل از انقلاب اسلامی، مقوله دین جزء معضلات حل شده شبی به حساب می‌آمد و در بین بشریت رو به فراموشی می‌رفت چنانكه كسانی مانند «ماركس»، «دوركهایم» و «ویر» معتقد بودند كه دین سنتی، بیش از پیش در دنیای مدرن به صورت امری حاشیه‌ای در می‌آید و دنیوی شدن فرایندی اجتناب ناپذیر است. امّا انقلاب شكوهمند اسلامی ایران افق جدیدی را به سوی بشریت گشود و با به چالش كشیدن تئوری‌های پوچ و خیالی كسانی مانند ماركس و .... جان‌های بشریت را به نور اسلام زنده كرد و حیاتی دوباره بخشید.
  دانیل پایپس در كنفرانس در استامبول تركیه گفت:
«باید اعتراف كنیم كه پس از انقلاب اسلامی‌، ما برای افكار دینی و مذهبی هیچ جایی باز نكرده بودیم؛وی از این پس برای ما آمریكایی‌ها ضروری است كه زمینه‌ای جهت مطالعه و تحقق پیرامون مذهب فراهم آوریم».
 
  پیتر شولاتور نویسنده و مفسر سیاسی مشهور كشور آلمان می‌گوید:
«اكنون نهضت بازگشت به دین و مدینه فاضله آغاز شده است» بنابراین جهانیان به بركت انقلاب اسلامی یافته‌اند كه تنها راه سعادت، اسلام است».
 
  طی یك نظرسنجی از جوانان سوئد قبل از یازده سپتامبر مشخص شده بود، كه انتخاب اولشان اسلام است. در حالی كه مولد از توسعه یافته‌ترین كشور و در حین حال از لائیك قرین كشورهای غرب است؛ كه بیش از پنجاه درصدد آن هیچ مذهبی ندارند.این است عظمت انقلاب اسلامی.
 
  پروفسور حمید مولانا می‌گوید:
«به عقیده من هیچ صدایی در قرن بیستم مثل صدای امام «ره» جهان را لرزه در نیاورد ... و طلسم سكوت را در مقابل طاغوت و ظلم شكست، كه اگر این طلسم نشكسته بود امروز شوروی زنده بود».
 
  و تمام سخن در اینجا است كه تمدن مادی دستگاهی است كه تزیین و انحواء از ویژگی‌های اوست و چون با اغفال بشریت به دنبال استثمار نوین آنان می‌باشد؛ انقلاب اسلامی كه چشم بشریت را به سوی ؟؟؟ گشوده است بزرگترین خطر برای ان می‌باشد و تمدن مادی را در سراشیب سقوۀ قرار داده است.
  ایالات متحده آمریكا بر اساس شهادت واقعیت‌های موجود و اعتراف شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و غیره آن، به شدت گرفتار مشكلات پیچیده‌ای است؛ كه آینده این كشور را تیره و تار نموده است.
  اكتاویوپاز، نویسنده معروف غربی و برنده جایزه ادبی نوبل، طی مقاله‌ای با عنوان «امپراطوری دموكراسی (آمریكا) در سراشیب سقوط» می‌نویسند:
«چشم انداز آمریكا به هیچ وجه روی نوید و آرامش را نشان نمی‌دهد».
 
  لذا مشاهده می‌كنیم كه انقلاب اسلامی تمدن مادی غرب را در حال غروب و افول قرار داده است و همه سر و صداهایی كه به گوش می‌رسد، سر و صدای تمدن در حال عقب نشینی از میدان جامعه جهانی است. بابی سعید می‌گوید:
 
«از مجموع كابوس‌های بسیاری كه هر چند وقت یك بار در تمدن غربی پیدا شده، شاید هیچ یك به اندازه اسلام در عصر حاضر گیج كننده تر، عجیب‌تر و غیر قابل جبران‌تر نبوده است».
  دانیل پایپس رئیس انستیتو پژوهش‌های سیاست‌های خارجی آمریكا در سمینار پاییز 1368 در استانبول تركیه گفت:
 «امروز ایران به مشابه یك آزمایشگاه است. اگر این تجربه موفق شود، جسارت مسلمانان كشورهای دیگر هم بیشتر خواهد شد. ما تا ده سال پیش حساسیت خاصی نسبت به اسلام نداشتیم، اما امروز اینطور نیست و همه ما نسبت به این پدیده جدید در ایران باید با حساسیت بیشتری برخورد كنیم. امروز مسلمین جهان به ایران نظر دارند و از آن الگوبرداری می‌كنند».
 
 چنانكه «شروین ماروین» استاد دانشگاهی در آمریكا گفت:
 «چگونه می‌توان باور داشت كه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران یكباره شعار «مرگ بر آمریكا» در جهان طنین افكند؟ همین اسلام بود كه آرامش را از كشورهای عربی و طرفداران آن‌ها در منطقه خلیج فارس گرفت»
   بنابراین ملاحظه می‌كنیم كه انقلاب اسلامی با ظاهر ساختن باطن خبیث شرق و غرب و شكست آنان بار دیگر هوشیاری و عزت را به امت اسلام بازگرداند. گرایش هر چه بیشتر مردم به اسلام در عصر حاضر نشان می‌دهد كه ظلمت جهالت از بشریت دور گشته است.
  امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان پیش از پیش می‌بینیم و جنبشی كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستكبران و زورمندان شروع شده در حال گسترش است،‌ امید بخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالی را نزدیك و نزدیكتر می‌كند گویی جهان مهیا می‌شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مكه معظمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان.  «امام خمینی»
  خانم پروفسور المیرا عضو هیئت تحقیقات زنان آذربایجان می‌گوید:
«هر جا تمایلی به حق در آنجا باشد نام امام «ره» در آنجا هست»


:: مرتبط با: انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی , بیداری اسلامی , بیداری اسلامی در کلام بزرگان ,
نویسنده : ملکوت
تاریخ : دوشنبه 14 آذر 1390

 
تماس با ما